فضیلت سلام به امام حسین (علیه السلام)


در زیارت عاشورا

شخصی خدمت امام صادق (ع) رسید . امام پرسیدند : ای مرد ، چند بار در طول روز به زیارت جدم حسین (ع) می روی ؟ شخص گفت : هیچ . امام پرسید ای مرد : در طول هفته چه طور ؟ شخص گفت : هیچ . امام پرسید : در طول ماه ، سال و یا هرچند سال ، چند بار به زیارت جدم حسین (ع) می روی ؟ شخص گفت : مولای من ، میان من و حسین (ع) فرسخ ها فاصله است ( شرایط اینگونه نیست که من چندبار به زیارت حسین (ع) بروم ) . امام صادق (ع) فرمودند : وای بر تو ! هرموقع که دلت هوای زیارت حسین (ع) کرد به بالای بلندی برو و ندا بده : السلام علیک یا ابا عبدالله .

خوب از این روایت متوجه می شیم که یک سلام ما از راه دور ، ثواب زیارت آن امام را دارد و این موضوع در روایات دیگر هم تصدیق شده است . چنانکه خودشان فرمودند : هرکجا که ذکر ما اهل بیت (ع) باشد آنجا حرم ماست . پس با یک سلام از روی معرفت می توان کربلایی شد و این کم فضیلتی نیست !

یا در جایی دیگر داریم که امام صادق (ع) فرمودند : هر موقع دلتان برای حسین (ع) گرفت ندا بدهید :صل الله علیک یا اباعبدالله . از این روایت می توان دریافت که سلام بر حسین (ع) سعادتی بس عظیم است . چرا که خدا به حسین سلام می دهد (صل الله علیک) . و در زیارت ناحیه مقدسه هم داریم که امام زمان (عج) در حال گریه به اباعبدالله (ع) سلام داد (چنانچه در پست قبلی ذکر شده است) . پس سلام دادن ما به این معنی است که با خداوند و امام زمان (عج) هم صدا می شویم .

خوب ؛ تا اینجا گفتیم که می توان با سلامی از راه دور به زیارت امام حسین (ع) رفت ، اما می خواهم بگویم که زیارت آن حضرت چه فضیلتی دارد .

شخصی خدمت امام صادق (ع) رسید ، دید امام مشغول نماز است . گفت کمی صبر می کنم تا نمازش تمام شود . شخص می گوید : دیدم بعد از نماز دستان مبارک را به حالت قنوت رو به آسمان بلند کرد و فرمود : خدایا ، من و برادران من و زیارت کنندگان قبر جدم حسین (ع) را بیامرز . ای کسانی که به زیارت امام حسین (ع) رفته اید ( حتی با یک سلام ) ، قدر خودتان را بدانید .چرا که امام صادق (ع) دعاگوی شما است .

و در روایتی دیگر داریم که قبل از ولادت امام حسین (ع) همه ی پیامبران به زیارت قبر آن حضرت رفتند و دسته ای از ملائک شبانه روز در آنجا مقیم هستند . پس ای کسانی که زائر حسین (ع) بوده اید ، نام شما را در لیست زائران حسینی در کنار نام پیامبران الهی مکتوب کرده اند . این خود فضیلتی است که شاید هیچ کس جز مقربین درگاه حق توان درک آن را نخواهد داشت .

روایت داریم شخصی که به زیارت قبر امام حسین (ع) می رود فرشتگان به پیشوازش می آیند . وقتی از آنجا بیرون می آید فرشتگان بدرقه اش می کنند و تا منزل همراه اویند . وقتی مریض می شود آن ها به عیادتش می آیند و در هنگام مرگ بر بالینش قرار می گیرند .
ای زائران حسینی و ای کسانی که بارها به آقایتان سلام داده اید ، آیا صدای سلام و درود ملائک بر خودتان را نمی شنوید ؟ مطمئن باشید که خود ارباب هم شما را نه در این دنیا و نه در هیچ لحظه ای تنها نمی گذارد .

راوی می گوید : شخصی که تازه مرحوم شده بود به خوابم آمد . دیدم اصلا حالت خوبی ندارد . دوباره بعد از گذشت چند شب او را در خواب دیدم . در جایی بود که مانند باغ و بستان بود ، به او گفتم که چطور شد که این قدر حال و روزت تغییر کرد ؟ گفت : پیرزنی را به تازگی در این قبرستان دفن کرده اند . از همان موقع است که امام حسین (ع) هرشب به آن پیرزن سر می زند و به این دلیل باقی اهل قبور این قبرستان هم شفاعت شده اند . پرسیدم ان پیر زن کیست ؟ گفت از بستگان یکی از آهنگرهای شهر است .
صبح شد به بازار آهنگرها رفتم دیدم مغازه ای بسته است . پرسیدم چرا ؟ دیگران گفتند : چون همسرش به تازگی فوت کرده است . در مجلس عزای آن زن حضور پیدا کردم و بعد از اتمام مجلس عزا نزد شوهرش رفتم . پرسیدم آقا آیا همسر شما رابطه ای با اهل بیت (ع) داشته ؟ گفت نه . پرسیدم آیا از سادات بوده ؟ گفت نه . مرد ناراحت شد و گفت : شما با همسر من چکار دارید ؟ موضوع را برایش تعریف کردم و آن مرد گفت : آری همسر من یک اخلاق خوب داشت که هر روز صبح بعد از نماز رو به سوی کربلا می کرد و می گفت : السلام علیک یا ابا عبدالله .

پس توجه کنید که ذره ای معرفت نشان دادن به اهل بیت (ع) دریای محبت و معرفت آنان را برمی انگیزاند . امیدوارم این مطلب رو به خوبی درک کرده باشیم و از این پس با معرفتی بیش از پیش به آنان سلام دهیم .

السلام علیک یا ابا عبدالله

*********************
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته


 

 

اثر شگفت انگیز روضه حضرت ابوالفضل (ع)

یکی از جاهل های محله ما ، داش علی بود که چند سال پیش فوت شد .

در زمان حیاتش یک روز از میان بازار رد می شدم که دیدم داش علی ، بازار را قرق کرده و چاقویش را هم به دستش گرفته ، و یک نفس کش هم جرات نطق کردن نداشت . آن روز ها هنوز ماشین و اتومبیل نبود . من با قاطر به مجالس سوگواری حضرت امام حسین (ع) می رفتم .

از سر گذر که رد شدم متوجه شدم که داش علی مرا دید . تا چشمش به من افتاد گفت : از قاطر پیاده شو . من پیاده شدم . سپس گفت : کجا می روی ؟ من دیدم داش علی مست است و باید با او مدارا کنم . بنابراین گفتم : به مجلس روضه می روم . داش علی گفت : یک روضه ابوالفضل در همین جا برایم بخوان .چون چاره ای نداشتم روضه حضرت ابوالفضل (ع) را برایش خواندم و داش علی در همان حال مستی گریه می کرد و اشک می ریخت . اشک ها روی گونه هایش می غلتید و. چاقویش را غلاف کرد . بعد ها فهمیدم همان روضه و گریه برای ابوالفضل (ع) کارش را درست کرده و باعث توبه اش شده است .

چند سال بعد داش علی مرد . چند شب بعد از فوتش او را در خواب دیدم و حال او را پرسیدم . گویا می دانست که می خواهم وضع شب اول قبرش را بپرسم .

داش علی گفت : راستش این است تا آمدند از من سوالی بکنند سقایی آمد و فرمود : داش علی غلام ماست . کاری به کارش نداشته باشید .


منبع : آثار و برکات حضرت امام حسین (ع) ، ص 308،کرامات العباسیه ، ص 21 به نقل از معراج الاولیا ، ص 75 (لاله های رنگارنگ،ص 75).